X
تبلیغات
رایتل

تحقیق رباط سابات کاربات معماری

نگاهی گذرا بر تاریخ کاروانسرا - رباط - سابات  - کاربات

مقدمه:

 شاید در همه کتابهایی که درباره تاریخ و جغرافیای ایران نوشته شده و در همه سفرنامه های جهانگردان از توجه به راه و ساختمانهای پیوسته به آن و همچنین راهداری و پست منظم از روزگاران بسیار کهن سخن رفته باشد و نیز وجود واژه هایی چون ساباط و رباط و برید در زبانهای زنده و مرده جهان که از گویشهای کهن ایرانی گرفته شده مؤید این نظر است که پهناوری سرزمین و دوری شهرها و آبادیهای ایران و کشورهای همسایه، ایرانی را ناچار میکرده است که راههای پاکیزه و امن داشته باشد و منزل به منزل و آبادی به آبادی آسایشگاه بسازد و نیز برای اینکه کاروانها در بیابان راه خود را بیابند برجها و میلهایی برافرازد که از دور مانند برج دریایی رهسپاران را راهنمایی کند .

در میان نام ساختمانهایی که بیرون از شهر و در کنار جاده ها بگوش میخورد نام کهن کربات یا کارباط که باکرا و کاروان پیوستگی تمام دارد این واقعیت را میرساند که کاروانهای ایرانی و غیر ایرانی حتی در دشتهای دراز و پهناور بی سروسامان نبوده اند و به آسانی و آسودگی کالا و مسافر را از خاور به باختر و از شمال به جنوب میبرده اند.

هر چند میلهای راهنمایی که در سراسر ایران زمین بخصوص در بیابانها و جنگلها وجود دارند امروزه اغلب تبدیل به آرامگاه شده ولی از نام میل که میتوان آنرا به میان راه تعبیر کرد و نام ویژه آنها چون رادگان یا رایگان، رسکت و لاجیم و یا قدمگاه بخوبی برمی آید که نخست اینگونه بناها برای راهنمایی یا آسودن مسافران ساخته شده ولی پس ازآن گاهی تبدیل به آرامگاه بانی خود یابزرگی که درآن نزدیکی یادرحین سفر درگذشته شده اند.
سابقه تاریخی

گرچه اطلاعات ما درباره چنین ساختمان‌هایی در دوره هخامنشیان صفر است اما به‌ دلیل گستردگی ایران تردیدی نیست که چنین ساختمان‌هایی به تعداد زیاد وجود داشته‌ است.

هردوت،مورخ یونانی 111 ساختمان شبیه کاروان‌سرا و چاپارخانه را ذکر می‌کند که بین‌ پایتخت هخامنشی یعنی شهر شوش و شهر سارد وجود داشته و کاروانیان فاصله این دو شهر را که 5200 کیلومتر بوده،سه ماهه می‌پیموده‌اند.

همین موضوع نسبت به دوره اشکانیان صادق است اما در مورد ساختمان‌های‌ کاروان‌سراهای اشکانی احتمال داده‌اند که از خشت و آخر بوده و شکل هندسی آن مربع یا مستطیل با ایوانی که مرکز و هسته اصلی ساختمان بوده و اتاق‌ها در اطراف ساختمان قرار داشته است.

با توجه به گسترش بازرگانی در دوره ساسانی و نیز توسعه راه‌ها و فعال‌تر شدن جاده‌ ابریشم و شاخه‌های آن در ایران،کاروان‌سراهایی احداث می‌شود که تعدادی از آنها وجود دارد،از جمله کاروان‌سرای کنار سیاه در فارس.12

با ظهور اسلام تحولی در گسترش کاروان‌سراها به وجود می‌آید و جنبه مذهبی‌ کاروان‌سراها به نسبت جنبه‌های دیگر آن(یعنی جنبه اقتصادی و نظامی)بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد.به همین دلیل‌ است که در سده سوم و چهارم در جهان اسلام،در اثر همین گسترش،هر مسافر تا هر زمان که مایل بوده بدون پرداخت‌ دیناری می‌توانست در کاروان‌سراها اقامت کند.جغرافی‌دانان و سیاحان چندی به وجود آمدند و آثاری از خود بر جای‌ گذاشتند که در سایر سده‌ها این تعداد را نداریم.از سوی دیگر در اثر همین توسعه،دانشجویان و طلبه‌های جهان اسلام‌ و اروپا راهی مؤسسات علمی و فرهنگی جهان اسلام شدند؛به نحوی که در منابع اروپایی‌ها این دوره را رستاخیز علمی‌ جهان نامیده‌اند.

متأسفانه اطلاعات ما نسبت به کاروان‌سراهای صدر اسلام به علت اینکه چنین آثاری بر جای نمانده و اگر مانده بسیار اندک است،بسیار کم می‌باشد.بنابراین تشریح وضع ساختمان آنها و نیز روابط اجتماعی و تاریخ اجتماعی چنین‌ مؤسسات تمدنی صدر اسلام امکان‌پذیر نیست. هناوری کشور ایران در ادوار مختلف و راه‌هایی بی‌شمار آن در طول تاریخ سبب می‌شده، در مسیر جاده‌ها،ساختمانی برای استراحت و حتی حفاظت کاروانیان از سرما و گرما ساخته‌ شود که این اثری است مذهبی،اقتصادی و گاه نظامی.به همین دلیل واژه‌هایی چون‌ کاروان سرا،کاروان‌خانه،کاروان گاه،کارپات،کربات،رباط و خان برای چنین‌ ساختمان‌هایی در ادبیات فارسی وجود دارد.1

واژه‌های«کاروان»و«کاربان»همان معنی قافله را می‌دهد و منظور گروهی مسافر است‌ که دسته جمعی با هم مسافرت می‌کنند و«سرا»به معنی سرای و خانه است و هر دو واژه‌ مشتق از پهلوی ساسانی است.

چون کاروان‌سراهای ایران،تأسیسات با ارزشی بوده است و ایران به داشتن چنین‌ ساختمان‌هایی همواره به خود می‌بالیده،از این نظر ما در مورد کاروان‌سراها بحث بیشتری‌ می‌کنیم.

همان‌طور که گفته شد برای کاروان‌سرا واژه‌های کربات،کارپات خان و رباط و کاروان‌سرا به کار می‌برده‌اند.بین این واژه‌ها تفاوتی وجود دارد که در اینجا توضیح داده می‌شود.

مثلاً میدانیم قدمگاه نیشابور پیش از آنکه حضرت علی ابن موسی الرضا(ع) به طوس تشریف فرما شود میل راهنمایی بیش نبوده و شاید در کنار خود ساباط یا رباطی داشته ولی پس از مسافرت آن حضرت و به یاد اجتماع پرشور و عظیمی که از پیروان و دوستاران خاندان پیغمبر(ص) در بیرون آن برپای شده نام قدمگاه یا به اصطلاح امروز بنای یادبود به خود گرفته و به همین مناسبت بعدها در زمان شاهان شیعی ایران گسترش یافته و ایوانها و صفه ها و رباط ها خانهایی برآن افزوده شده است.

 

 

کاروان‌سراها

کاروانسراهای کنونی ایران اغلب شاه عباسی خوانده میشود و تقریباً برای کاروانسرا علم شده و در قرن چهارم هر کثرت رباطهایی که به همت ابوالحسن ماه برپاه شده نام ماهی برای بیشتر رباط ها علم بوده است و متاسفانه اکنون یک رباط آن بنام رباط ماهی در خراسان برای ما بجا مانده است.

گاهی اشخاص نیک اندیش پیدا میشدند که حتی حاضر نبودند نام آنها بر اثر خیرشان بماند. رباط بسیار زیبا در نزدیکی سبزوار هست که بنام قلعه خدابنده مشهور شده و با نظر دقیق به سبک معماری آن بیننده به تردید می افتد که چنین بنایی در زمان خدا بنده معروف الجایتوایلخان شیعی مغول ساخته شده باشد و میتوان پنداشت نکوکاری تنها برای اینکه بنده خوبی برای خدای خود باشد این رباط را ساخته است. در کتب مسالک نام بسیاری از رباط ها و خانها آمده که سازنده اغلب آنها معلوم نیست و فقط با آبادی نزدیک آن نسبت داده شده مانند رباط ساغند، رباط پشت بادام، رباط سپید، خان لنجان

دربارة کاروانسرهای شاه عباسی معروف است که وزیر او برای اینکه شماره آنها مشخص باشد و شماره های درست مانند ده و صد و هزار آسان به زبان می آید دستور میدهد یکی کمتر از هزار یعنی نهصد و نود و نه رباط سازند تا شمارش آنها اندکی درنگ شود و آیندگان ارج این کار بزرگ را بدانند.

آقای ماکسیم سیرو فرانسوی که سالها در ایران بکار معماری و باستان شناسی مشغول بوده و چند سالی هم استادی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران را بر عهده داشته، کتابی ارجدار درباره کاروانسراها و رباط های ایران گرد آورده و پژوهندگان میتوانند در این موارد به کتاب ایشان رجوع کنند.

نویسنده کتاب روزها در کاروانسراهای دور افتاده منزل کرده و همه جوانب و گوشه های آنها را با دقت بررسی نموده و از این جهت اثر وی میتواند یکی از منابع بسیار دقیق و سودمند باشد. و ما به همین سبب از تکرار مطالب آن در این کتاب خوداری کرده ایم و تنها فهرست و نام و نشان آنها را در پایان فصل می آوریم.

ویژگیها:

الف ساباط:

این واژه که تقریباً به همة زبانهای خاوری و باختری و آرامی و ایرانی و فرنگی و تازی رفته در زبانهای ایرانی و منجمله فارسی ریشه کهن دارد. جزء اول آن سا به معنای آسایش و جزء دومش پسوند بات نمودار ساختمان و بنا و آبادی و عمارت است و در آخر بسیاری از واژه ها چون رباط و کاربات و خرابات و جز اینها آمده و روی هم رفته بجای آسایشگاه و استراحتگاه امروزه بکار میرفته است.

ساباط به کلیه بناهایی که به منظور آسودن بپا میشده چه در شهر و چه در بیرون از آن اطلاق میشده، در شهرستانهای جنوبی ایران هنوز هم این واژه درست در جای خود بکار میرود.

در تاریخ یزد تألیف جعفری در چند جا آمده است که فلان امیر یا فلان خواجه در کنار خانقاه یا مسجد خود چند ساباط ساخت ولی امروز ساباط را بطور اخص برای بنای سرپوشیده کوچکی بکار میبرند که برروی جاده های بیرون شهر و یا کنار آنها ساخته شده و منحصر است به چند تختگاه و یک آب انبار و گاهی یک یا دو اطاق کوچک که تنها میتوان به منظور رفع خستگی و اندکی آسودن پس از پیمودن راه خسته کننده، آنرا مورد استفاده قرار داد.

در راه اصفهان _ یزد میان یزد و اردکان و نایین هنوز خوشبختانه دو دستگاه از این ساباط بر جای مانده و آب انبارهایی پر از آب خنک دارد و پناهگاه بسیار خوبی برای مسافران این راه دراز و خشک بیابانی است.

ب -  رباط:

رباط منحصراً به ساختمانهای کنار راه و به ویژه بیرون از شهر و آبادی اطلاق میشود و از روزگاری بسیار کهن به زبان تازی راه یافته و حتی از آن فعل نیز ساخته اند و رباط به معنای منزل گرفتن و آسودن در میان راه بکار میرفته و شاید برخلاف آنچه در آغاز به نظر میآید ربط و  ارتباط هم از این واژه آمده نه اینکه رباط مشتق از ربط باشد.

رباط علاوه بر حوض و آب انبار دارای اتاقهای متعددی است که گرداگرد حیاطی را فرا گرفته و مسافران میتوانند یک یا چند شب در آن بیاسایند. رباط یکی از تأسیسات شهری و در کنار شهرها بر لبه جاده خروجی شهرها بوده است.

واژه و کلمه «رباط»یک لغت عربی است و در تمام کشورهایی که توسط لشکر اسلام فتح می‌شود،دیده می‌شود.

رباط در ابتدا به معنی یک ایستگاه نظامی،بعد به مفهوم توقف‌گاه موقتی لشکری و بعدها برای منزل‌هایی که مورد کاربرد ملتزین رکاب شاهی قرار می‌گرفته،به کار برده شده است.

بعد از سده چهارم واژه‌های«خانقاه»و«رباط»به صورت مترادف به کار برده می‌شود.با وجود این‌که خانقاه بار مفهومی مکان گرد آمدن اهل طریقت و دراویش را در ذهن متبادر می‌کند،اما منظور این نیست.

رباط یا خانقاه،هم محل عبادت و هم محل تحصیل علم بوده است.

در حدود العالم که در سال 763 ق نوشته شده،از رباطهای ترمذ بحث می‌کند«که در آنها وظیفه و مقرری برای‌ مسافران و نفقه مستمری برای ساکنان آنها از فقیهان و طالبان دانش تعیین کرده است.»

با توجه به آن همه تعداد رباطی که از سده چهارم هجری قمری در صفحات بعد نام برده‌ایم،تنها در مورد همین یک‌ نمونه توضیح در دست داریم که مستمری برای فقها و طلبه‌ها تعین شده،و با شواهدی که درباره سایر رباطها،از جمله‌ رباطی که سعدی(متوفی 196 یا 596 ق)در جای آرام‌گاه کنونی،در اواخر عمر خود می‌سازد و هم‌چنین رباط ابرکوه، مشخص است که در این نوع تأسیسات طلبه‌ها درس می‌خوانده‌اند.

در وقف‌نامه جامع الخیرات که واقف آن سید رکن الدین محمد بن قوام الدین محمد انتظام الحسینی(متوفی 828 ق)می‌باشد در مورد خانقاه و رباط رکنیه و رباط شمسیه ابرکوه چنین آمده است:

«و متولی این امر باید از محصولات و درآمد این موقوفات هر ساله مبلغ سیصد و پنجاه دینار عین رایج خرج اطفال فقیرکه در این خانقاه‌7مشغول یاد گرفتن قرآن مجید نزد معلم خود که به تعلیم آنها ادامه می‌دهد، صرف شود.خرج اطفال مزبور هر ساله سیصد دینار است که برای هر طفل سی دینار نقد موصوف‌ خواهد بود.»

براساس همین وقف‌نامه،در خانقاه نماز جماعت خوانده می‌شده و برای پیش نماز به‌ شرطی که پنج نوبت نماز بگزارد و نیز برای اذان‌گو مقرری تعیین کرده است.افزون بر آن،هزینه‌ شب‌ها و روزهایی که سی جزو قرآن مجید قرائت می‌شده و هزینه مراسم شب‌های جمعه‌ (پنجشنبه شب‌ها)،هزینه اعیاد و مراسم سوگواری از جمله هزینه«شب برات نیمه شعبان» با شیرینی،هزینهء«شب رغایت»(شب جمعه اول ماه رجب)،هزینه«روز عید»با غذا و شیرینی و هزینه«شب‌های ماه و سال و شب بیستم رمضان»را تعیین کرده است و برای حرمین‌ شریفین سهمی از این خانقاه مشخص کرده است که هر کسی که هر سال از یزد یا ابرکوه به‌ حرمین شریفین می‌رود،ببرد.

علاوه بر این‌ها«واقف شرط کرد که متولی این امر از محصولات موقوفات برای اطعام فقرای‌ مقیم و عابرین و واردین و خارجین به بقعه و هم‌چنین برای بقعه و رساندن آن به درجه اعلای‌ مناسب خود هر ساله مبلغ پانصد و چهل دینار...[بپردازد]».

بنابراین مشخص است که هر روز هزینه‌هایی مانند هیزم،روغن،خرج سفره،مصرف نان‌ و«غذاهای معین بر فقرا و مساکین مقیم و عابرین»و نیز هزینه آشپز داشته است.

موضوع تغذیه آن‌چنان اهمیت داشته که در متن وقف‌نامه چنین تصریح می‌کند:

«و به فراشی که در کار مسافران و واردین به خانقاه رسیدگی می‌کند و وظیفه فراش و دربان را با هم انجام می‌دهد و همیشه درب خانقاه حاضر است،سالی و یا شصت دینار رایج داده شود.»

«به چراغ چی‌[چراغچی‌]که وظیفه‌اش به طور دایم روشن کردن قندیل‌ها و چراغ‌های خانقاه برای مسافران و عابران و قرباست هر ساله مبلغ سی دینار به او داده شود...»

 بعدها خانقاه ویژه پیروان طریقت و حلقه درویشی می‌شود و رباط به معنی کاروان‌سرای کوچک کاربرد پیدا می‌کند و شامل ساختمانی می‌شده که سه تا هفت دهانه سرپوشیده بوده که در دو طرف آن تختگاهای کوچکی به اندازه یک‌ تخت نیمکت و دهانه و سطی آن آب انبار بوده است‌41.با این تعریف واژه‌های«رباط»و«ساباط»(که در جایی دیگر همین توضیح را برایش آورده‌ایم)یک مفهوم پیدا می‌کند.

بنابر نظر ماکسیم سیرو«در حال حاضر رباط به مفهوم ایستگاه،روستا،شهر و کاروان‌سرا پذیرفته شده است.»

پ کاربات :

کاربات چنانکه پیداست خانه کاروان است و پیش از اسلام بجای کاروانسرا بکار میرفته و آن نیز مانند رباط دارای اتاق و حوض و یا پایاب است و گاهی فقط دو یا سه اتاق دارد و نمونه آن در آبادیهای کنار شاهراه کهن فارس خود نمایی میکند.

ت -  کاروانسرا :

 به رباط های بزرگ و جامع و دارای ایوان و آب انبار  کاروان سرا می گویند چه در شهر و چه بیرون از آن باشد.

کاروانسرا علاوه بر اتاق و ایوان دارای باره بند و طویله و انبار است و اغلب ورودی آنرا بازار کوچکی بنام غلافخانه تشکیل میدهد و برروی سر در آن چند اتاق پاکیزه قرار گرفته که به کاروانسالار اختصاص دارد.

گاهی در دو سوی در کاروانسرا و رباط برجهایی جای گرفته که در موقع ناامنی مورد استفاده مدافعان و راهداران قرار می گرفته است.

 ساختمان و کاروان‌سرا

برخی از کاروان‌سراها از لحاظ ساختمان بسیار ساده ساخته می‌شده‌اند؛بدین ترتیب که حیاطی با اتاق‌های متعددی‌ در سه‌سو یا چهارسو با حوض یا پایابی در وسط کاروان‌سرا را تشکیل می‌داده است و آخیه و آخور چارپایان در زیر ایوان جلو اتاق‌ها یا در مجاورت صفه‌های بیرون قرار داشته است.افزون بر این‌ها در برخی از کاروان‌سراها باره‌بند (اصطبل)،انبار،بازار،بالاخانه،برج و علاف‌خانه وجود داشته است.

در راهرو ورودی کاروان‌سرا چند اتاق برای میهمانان سرشناس و یا در بالای سردر کاروان‌سرا نیز ساخته شده بوده است.

ث خان :  

خان نیز همان  کاروانسرا است و این ویژه در زبان تازی بطور مطلق بجای کاروانسرا بکار گرفته شده است.

ج آب انبار (امبار) :

 آب انبار و منابع آب نوشیدنی در سراسر راههای ایران و در شهرهای این سرزمین به تعداد بسیار دیده میشود و بعضی از آنها که در شهرهای خشک و کم آب ساخته شده خود اثری بسیار زیبا و از لحاظ معماری شایان توجه است.

چ حوض، برکه، پایاب، چاه :

 تأمین آب نوشیدنی برای مسافران و چهارپایان ایشان به ویژه در مناطق خشک مسأله ای بسیار مهم و حیاتی بود که با ساختن حوضهایی جهت ذخیره آب باران یا کندن پایابها به منظور دسترسی به آب روان کاریزهایی که احتمالاً از میان دشت  و نزدیک راه میگذشت،  حل میشد. در جاده های پیوندی کویر و دشت پهناور میانه ایران که کمتر به آب دسترسی پیدا میشود و اگر هم آّبی باریک میگذشت چنان پرنمک و شور بود که نمیشد نام آب را بر آن نهاد شماره برکه ها  چاهها و حوضهای آب باران بیش از همه جا بود و معمولاً‌ هر دو فرسنگ یکبار و به ویژه در جایی که رباط و آّبادی نبود برکه های سرپوشیده یا چاه خانه به چشم میخورد که هنوز هم در راههای میان یزد و خراسان و راه دشتی تهران کاشاناردستان برجای مانده است و مورد استفاده قرار میگیرد.

ح مهمانخانه و دسکره :

 در کنار شهرهای نامی و آباد و به ویژه پایتختها کاروانسراهای بزرگ و زیبا و با شکوهی دیده میشود که بیشتر آنها مهمانخانه بوده است. از جمله مهمانخانه بزرگ شاه عباسی در کاشان و کاروانسرای مادرشاه (جای مهمانسرای شاه عباسی) اصفهان و کاروانسرای وزیر در قزوین است که تا صد سال پیش دایر بوده و فلاندن و کست معمار و نقاش فرانسوی از آنها سخن رانده اند. بیرون شهرهای آباد و بزرگ پیش از اسلام و آغاز اسلام دسکره هایی وجود داشته که پادشاهان و امیران به همین منظور و گاهی هم برای خوشگذرانی و گذراندن اوقات فراغت و شکار خود میساختند. چند دستگاه از این کوشکها تاکنون برجای مانده ولی مورد استفاده آن تغییر کرده مثلاً دسکره های جبلیه کرمان (گنبد گبران) و هارونیه طوس (که میگویند مزار امام محمد غزای است) و همچنین خواجه ربیع مشهد، و زنگیان یزد بعدها تبدیل به آرامگاه و مصلی شده یا به علت خشک شدن باغ و پردیس که معمولاً در پیرامون آنها بوده متروک مانده و رو به ویرانی رفته است.

در کنار خانقاهها و پیوسته بدانها علاوه بر مسجد بناهایی بنام دارالسیاده _ داراالعربا _ دارا لضیافه و غیره وجود داشته و بیشتر مسافران و رهگذران غریب و درویش که راه بجایی نداشتند در اینگونه اماکن مسکن می گزیده اند و پذیرایی می شدند.

ساباطهای خانقاه میرشمس الدین یزد (میر شمس الدین محمد پسر میررکن الدین حسینی یزدی وزیر ابوسیعد بوده است) و مجموعه بسیار جالب و خوش طرح بندرآباد یزد مسجد و خانقاه شیخ صفی الدین اردبیلی و مجموعه با ارزش افوشته نطنز و خانقاه مولانا زین الدین ابابکر تایبادی و خانقاه پیر بسطام و مزار شیخ جامی و مزار و خانقاه قطب الدین حیدر و مزار و خانقاه شاه نعمت الله ولی در ماهان و خانقاه فرزندش شاه خلیل الله در تفت و صدها خانقاه دیگر در گوشه و کنار ایران تا هزاره نخستین اسلام برپای بوده و نمونه هایی از مهمانخانه های رایگان هستند.

در وقفنامه های کهن و در میان برگهای تاریخ و دیوانهای خراج بسیار دیده میشود که درآمد فلان آبادی وقف بر آینده و روند ابناء و غریبان است حتی برای درمان مسافران بیمار و گذران آنان تا بهبود کامل موقوفاتی برقرار میشده و کرایه و هزینه سفر درماندگان نیز تا رسیدن به شهر و دیار تأمین بوده است.

طرح رباط و کاروانسرا

پیشتر گفتیم که ساده ترین شکل آسایشگاههای کناره راه همان ساباط است که بیشتر استراحتگاه است تا منزل. ساباط دارای سه تا هفت دهانه سرپوشیده است که دو سوی آن تختگاههای کوچکی به اندازة یک تخت یا نیمکت قرار دارد و اغلب دهانة میانی آن درگاه آب انباری است که آب خنک و گوار دارد.

رباط و کاروانسرا گاهی بسیار ساده و منحصر به حیاط دور بسته است که حوض پاپایابی در  وسط دارد و آخیه و آخور رستوران در زیر سکو و ایوان پیشان اطاقها  یا کنار صفحه های بیرون است و در نقاط سردسیر بجای حیاط گنبد خانه ای در میان دارد و گاه علاوه بر اتاق و  ایوان و حیاط دارای باره بند و انبار و بازار و بالاخانه و برج و بارو و علافخانه است.

در دالان کاروانسراهای با شکوه چند حجره آراسته برای پذیرایی از مسافران نامدار و سرشناس ساخته شده و گاهی بالای سردر، چند اتاق خوش منظر و مجلل دارد.

درباره بند و اصطبل کاروانسرا صفه ها و تختگاههایی برای ستوربانان و خربندگان ساخته شده و در مدخل اصطبل اتاقهای پاکیزه تری هست که از یکسو به حیاط کاروانسرا و از سوی دیگر از میان رخنه یا روزنی درون باره بند را مینگرد و بنظر میآید که این اتاقها به سران یا به اصطلاح چاروادارها اختصاص داشته است.

معرفی و بررسی چند نمونه

در این قسمت به منظور آشنایی بیشتر با رباطها و کاروانسراها و نحوه عملکرد آنها   چند نمونه  معروف که تاکنون بجای مانده و نسبتاً سالم است را معرفی و بررسی می کنیم :

۱- رباط شرف : در نزدیکی سرخس که به دستور مادر سنجر در سده پنجم هجری ساخته شده دارای دو حیاط تودرتو و حجرات متعدد است ولی اصطبل ندارد.

منطقه رباط شرف دشتی خشک و بی آب است که بنیاد کنندگان رباط برای تأمین آب مصرفی مسافران با بستن کانه روی کلمبوها و گنبدها بامی شیبدار ساخته اند تا آب باران را به آب انبار سرپوشیده پایین رباط براند (و متأسفانه اکنون که کانه های بام ویران شده تأمین آب حتی برای تعمیر خود بنا هم میسر نیست). بنای رباط شرف و آرایشهای گوناگون و نغز آن یکی از شکاهکارهای معمار ایرانی است و شاید از لحاظ ظرافت و تنوع بی نظیر باشد. از تعمیرات و بازسازیهایی که در بنا و آرایش نمای آن معمول شده میتوان دانست که قرنها مورد توجه ارباب خیر و هنردوستان و بزرگان بوده است.

۲رباط سپنج : در نزدیکی سبزوار قرار گرفته و هر چند که به بزرگی رباط شرف نیست از لحاظ ظرافت و دقت و ریزه کاری در طرح و نماسازی و آرایش کمتر از آن نمیباشد بلکه سادگی نقشها امتیازی برای آن به شمار میآید. نام دیگر این رباط قلعه خدابنده است. اگر چه گنبد سلطانیه هم دارای آجرکاریها و گره سازیهای بسیار هنرمندانه و نغز است ولی معماری و آرایش این رباط بیشتر بکار قرن ششم میماند. گمان میرود که بانی آن خدابنده دیگری بجز الجایتو باشد. مطلبی که نگارنده را در این اظهار نظر محق میدارد خالی بودن کتابهای نزهه اللقوب و تاریخ گزیده حمدالله مستوفی از ذکر آن است که از همه آثار خیرالجایتو به تفصیل سخن رانده و نامی از این رباط نبرده است در صورتی که حقاً معماری رباط سپنج پس از گنبد سلطانیه بر همه آثار آن روزگار برتری دارد.

۳دیر گلچین : یا دیرالحص که از بناهای پیش از اسلام است و آثار معماری پارتی (زمان ساسانیان) را در بردارد و در هر دوره ای تا زمان صفویه بخشهای برآن افزوده شده است. این رباط در کنار جاده قدیم ری _ اصفهان و نزدیک حسن آباد (میان  طهران و قم) در دل دشت افتاده است.

۴رباط خرقان ساوه : که نزدیک پل الوبر در میان زرند (زاویه) کبود کمر قرار دارد. این رباط که با سنگ ساخته شده یکی از آثار نفیس معماری است و با وجودی که در منطقه زمین لرزه واقع شده و افراد نادان سنگهای پای بست آنرا برای ساختن پل و آغل بیرون آورده اند هنوز چون کوهی پای برجاست.

۵رباط کرمانشاهان : (میان یزد و کرمان) _ درباره این رباط میگویند گنجعلیخان فرمانروای کرمان برای ساختن مجموعه میدان کاروانسرا و گرمابه و آب انبار خود در کرمان (که یکی از زیباترین مجموعه های شهری است) مردم را به بیگاری گرفته و در راه گردآوری هزینه ساختمان ستمگری و سنگدلی میکرده است. مردم کرمان از دست وی به شاه عباس شکایت میبرند و او برای اینکه بنا حق و نادیده سردار گرامی خود را سیاست نکرده باشد تنها به کرمان میرود و در راه بازگشت به سردار مینویسد کارت را به سامان برسان. مردمی که هزینه ساختمان را باکراه و هراس و بیم پرداخته اند میروند و فراموش میشوند ولی این آثار میماند.

با اینکه رباطهای شاه عباسی هر یک در جای خود بسیار زیباست ولی رباط کرمانشاهان جای ویژه ای دارد و در «میان خوبرویان بخوبرویی مثل است

۶رباط یاغمیش : در فصلی که شاهراه بزرگ فارس و راههای پیوندی کویر سخن میرفت قول اصطخری را آوردیم که راه یزد _ طبس فارس را به خراسان می پیوسته و میان کثه (یزد) و طبس و رباطها و  کاروانسراهای متعددی وجود داشته است. یکی از آنها همین رباط یاغمیش نزدیک عقدا است که در دل دشت افتاده و آثار چشمگیری از معماری روزگار ساسانی دارد. در کنار کویر به ویژه نزدیک عقدا _  نایین _ اردستان _ زواره _ ساوه _ کاشان و آبادیهای حاشیه کویر کرمان رباطها و ساباطهای بسیار کهن از پیش از اسلام بجای مانده که چون ریک روان مسیر آنها را بسته است، چیزی نمانده تا یکباره تباه و فراموش شود در صورتی که با اندک توجهی میتوانند سرچشمه درآمدهای چشمگیر جهانگردی باشند.

کرانه کویر اگر چه خشک و بی آّب است ولی آرام  و شاعرانه و گاهی روحانی است و گوشه گیران و خلوت نشینان را بخود می کشاند. چناکه در گذشته هم اهل دل، خانقاه خود را در همین گوشه ها بنیاد میکردند.

۷رباط بیستون : در روستای پایین بیستون آثاری از رباطها و کوشکهای پیش از اسلام و آغاز اسلام در زیر خانه ها و کلبه های روستایی بجای مانده که فقط میتواند تماشاگاه جهانگردان باشد ولی یک کاروانسرای وسیع  و مجلل و تقریباً سالم از زمان صفویه برجاست که بانی آن شیخ علیخان زنگنه بوده است. و میتوانند پس از بازپیرایی آسایشگاه جهانگردان باشد و آن سوی کرمانشاه نیز کاروانسرایی نظیر آن در ماهدشت افتاده است.

۸رباط ماهیار : بر سر راه اصفهان به شیراز یکی از زیباترین کاروانسراهای ایران بنام ماهیار افتاده که جا دارد هرچه زودتر بازپیرایی و مورد بهره برداری واقع شود.

۹کاروانسرای پاسنگان قم : اکنون پاسگاه است با اینکه در دوره انحطاط معماری ساخته شده  یکی از کارونسراهای زیبای ایران است.

همانطور که قبلاً گفتیم رباط ها و کاروانسراهای ایران بیشمار است و هر یک جداگانه در خور پژوهش و بررسی میباشد.

کاروانسرای شرف در جاده      نقشه طرح حرم شهر مشهد    کاروانسرا    زائر سرا    کاروانسرای مادر شاه    کاروانسرای خان اینچیز    کاروانسرای خان سلطان     اقامتگاههای درون شهری  تکیه و حسینیه

تعریف : مفهوم واژه های «تکیه» و «حسینیه» در فرهنگ و زبان فارسی چنان با هم آمیخته که استفاده از دو واژه برای آن سؤال برانگیز است. فرهنگ عمید پس از معنی کردن تکیه و حسینیه آن دو را یکی دانسته است:

تکیه: «مأخوذ از عربی» پشت دادن به چیزی، پشت خود را به چیزی نهادن، جای نگاهداری مستمندان، محل وسیع برای روضه خوانی و عزاداری.

حسینیه:

 محلی که در ماه محرم در آنجا به مناسبت شهادت امام حسین روضه خوانی و عزاداری کنند.

محمود متوسلی نیز در مقاله ای با عنوان «حسینیه ها، تکایا، مصلی ها». اظهار نظر در مورد تفاوت تکیه و حسینیه را به مطالعات موردی واگذار کرده است.

در شهرهای قدیمی ایران تکیه، میدان و حسینیه فضاهای محوری بوده اند که در مسیر گذرهای اصلی شهر قرار داشته اند. این فضاها اغلب به صورت فضای عمومی یعنی جزئی مهم از گذر اصلی یا به صورت فضایی بسته اما در ارتباط با گذر اصلی وجود داشته اند. فضای تکایا و حسینه ها به ویژه در اعیاد اسلامی و ایام سوگواری خصوصاً محرم مورد استفاد قرار میگرفته اند در مورد وجه تمایز تکیه و حسینیه و عملکرد خاص هر یک از این دو عنصر در شهر و محلات به دقت نمیتوان اظهار نظر کرد، چرا که در شهرهای ایران وضع متفاوت بوده است.

ایرج افشار سیستانی نیز در کتاب یادگارهای یزد ضمن توصیف حسینیه، در زیر نویس همان صفحه حسینیه و تکیه را یکی دانسته است.

حسینیه محوطه ای است که معمولاً چهار طرف آن دیوار کشی و غرفه بندی و طاقنماسازی شده است. در بسیار از حسینیه ها مسجد هم هست و احیاناً در آب انبار هم آنجا باز میشود

حسینیه محل تجمع مردم در ایام عزاداری است و در مواقع سوگواری بر روی آن «پوش» می کشیده اند. هریک از محلات شهر یک یا دو حسینیه دارد در وسط حسینیه کلکی قرار دارد که از آجر ساخته شده است. کلک معمولاً هشت ضلعی و بلندی آن حدود یک متر و نیم است.

کلک محل آن بوده است که بر روی آن آتش می افروخته اند. هنوز هم در عده ای از حسینیه ها آثار کلک باقی است. اما در بسیار جاها برای عبور و مرور اتومبیل آنرا خراب کرده اند.

این دو واژه در فرهنگ دکتر محمد معین چنین معنی شده اند.

تکیه. پشت دادن به چیزی، پشت نهادن، محل نگهداری تهیدستان، جای وسیع که در آن مراسم عزا و روضه خوانی برپا کنند.

حسینیه، تکیه ای که در آنجا مرثیة حسین بن علی را خوانند و عزاداری کنند.

حسین سلطان زاده در کتاب نائین شهر هزاره های تاریخی حسینیه و مراکز محله را یکی معرفی کرده است.

کاروانسرای امیر چخماق یزد

بافت تاریخی نائین متشکل از هفت محله موسوم به کلوان، درب مسجد، نوگاباد(نوآباد). پنجاهه، چهل دختران، گودالو(سنگ) و سرای نواست که هر یک، مرکز محله ای موسوم به حسینیه دارد.

در کتاب زواره نمادی از اسطوره کویر حسینیه سرباز و میدان یکی معرفی شده است.

دو میدان اصلی زواره که نقش و عملکردی اصلی آنها مذهبی است به عنوان دو حسینیه در شهر ساخته شده است. یک میدان در انتهای بازار (حسینیه بزرگ) و دیگری در مسیر شرقی غربی شهر و نزدیک مسجد جامع ساخته شده است. درجوار هر دو میدان (حسینیه سرباز) یک حسینیة سرپوشیده ساخته شده است.

حسینیه سنگ

در فصلنامه راه دانش در مقالة «تکایای تفرش» تکیه و حسینیه به این شرح بیان شده است.

تکیه در ا صطلاح به معنی محل برگزاری مراسم عزاداری ماه محرم است. اما در تفرش این نام تنها در مورد مکانی که در آن تعزیه میخوانند به کار برده میشود. در تهران و برخی نقاط دیگر از حوزة مرکزی ایران نیز واژة تکیه به همین مفهوم است و تکیه ها دارای همین کارکرد میباشند. تکیة دولت، از بناهای دروة ناصری در تهران و تکیه های تجریش و نیاوران از این شمارند. تعزیه نیز در تفرش، تنها به معنی شبیه خوانی است و معانی دیگر این واژه را در بر نمیگیرد صورت دیگر سوگواری ماه محرم که نسبت به تعزیه، در مناطق مختلف ایران عمومیت دارد، روضه خوانی معمولاً در مسجد و گاهی در خانه ها انجام میشود. اما در دو سه دهة اخیر، پدیدة دیگری به نام حسینیه به وجود آمده است.

 

حسینیه مکانی است برای روضه خوانی، بویژه در ماه محرم در تفرش، این نام قبلاً به صورت صفت برای تکیه ها به کار میرفت. معماری حسینیه های جدید، شبیه معماری مسجدهایی است که در آنها بخشی از شبستان به صورت دو طبقه طراحی شده است. در این گونه مساجد و نیز در حسینیه های جدید، طبقة دوم که مخصوص بانوان است ورودی جداگانه ای دارد. این حسینیه ها به خلاف مساجد محراب ندارد، و این خود تفاوت کارکردی مسجد و حسینیه را مینمایاند. حسینیه نسبت به مسجد، از تقدس کمتری برخوردار است و از این لحاظ همانند تکیه، صورتی عمومی تر دارد و رعایت شرایط و محدودیتهای حضور در مسجد، از لحاظ پاکیزگی در آن الزامی نیست.

 

 

 

دکتر محسن کیانی در کتاب تاریخ خانقاه در ایران میگوید:

تکیه

واژه ای است عربی از ریشه و کاء به معنی پشت به چیزی گذاشتن، به معنی متکا نیز آمده است. واژه تکیه در کاربرد مسلک تصوف عبارت است از خانقاه و منزل درویشان و جایی که در آن به درویشان و فقیران طعام داده میشود. اصطلاح تکیه در معنی خانقاه ابتدا در محدوده کشور عثمانی معمول میگردد، سپس در مناطق دیگر هم به کارمیرود. براون در این باره مینویسد واژه تکیه پس از حمله عثمانیها به روم شرقی در سال ۱۴۵۳ میلادی، در زبان ترکی و فارسی و مردم سوریه و مصر، به معنی رباط و خانقاه به کار رفته است. در کشورهای ترکیه، تکیه های بسیار وجود دارد که به سلسله های مختلف درویشان مربوط است. این تکیه ها از محل اوقاف و افراد نیکوکار اداره میشود. پنجاه و چند تکیه دارای اوقاف و ثروت فراوانی هستند. ولی بیشتر تکیه های دیگر از این پشتیبانی مادی و مثمر عایدی و درآمد بی بهره اند. و تکیه را در ایران به شرح زیر توضیح داده است.

واژه تکیه با مفهوم و معنی خانقاهی خود به محدوده کشور ایران وارد شده و تأسیساتی تحت نام تکیه بوجود میآید و مورد استفاده صوفیان قرار میگیرد.

 

و نیز به نقل از سهیل کاشانی در کتاب تاریخ کاشان مینویسد:

امیر بهلول بن امیر جمشید (متوفی ۷۶۱ ) تکایای زیادی در هر آبادی برای فقرا و صوفیه احداث نمود.

و در جای دیگر همان کتاب میگوید:

تکیه دولت

در یک کتاب خطی مربوط به آداب تصوف هم که ظاهراً در قرون متاخر نوشته شده، کلمه تکیه در همان معنی خانقاه به کار رفته است. در عصر صفویه و پس از آن هم به علل مختلف، از جمله نفوذ و اقتدار روحانیون شیعه و مخالفت آنان با صوفی گری، رواج و رونق تصوف در ایران کاسته شده و کانونهای خانقاهی تعطیل میشود، با این حال که گاه به علتی خاص، به صوفیان روی موافق نشان داده شده و بر بالای گور دانشمندی شیعی و صوفی منش، تکیه ای ساخته میشود، یا در جایی تکیه ای پدید میآید. از جمله در سال ۱۰۶۸ بنا به فرمان شاه عباس دوم صفوی تکیه فیض به منظور استفاده صوفیان در اصفهان ساخته شده و املاکی بر آن وقف میگردد.

در همان کتاب به نقل از کتاب نصف جهان فی تعریف اصفهان آمده است:

برخی از اجله علما در تخت پولاد اصفهان مقبره ای دارند و عمارتی که در اینجاست تکیه می نامند.

از جمله تکیه میر ابوالقاسم فندرسکی که به تکیه میر معروف است و دیگر تکیه بابا رکن الدین که چون او به عرفان و درویشی معروف است، تکیه او را هم مناسب حال او ساخته و عوض گنبد بر سر آن به شکل کلاه درویشی مخروط و با ترک ساخته اند و نیز میگویند:در ناحیه فارس هم به برخی از بناهای آرامگاهی تکیه گفته شده است. مانند بقعه و تکیه شاه داعی در شیراز. واژه تکیه رفته رفته از معنی خانقاهی و مفهوم آرامگاهی خود بیرون رفته و معنی تازه ای پیدا میکند و با رواج مجلس تعزیه و روضه خوانی، کانونهایی تحت نام تکیه و حسینیه در نقاط مختلف کشور به وجود میآید که باشکوه ترین نمونه آن تکیه هایی است که از بودجه عمومی کشور و بنا به دستور فرمانروایان وقت به نام تکیه دولت، برای برپا کردن مراسم عزاداری ساخته میشود.

به این ترتیب، همان طور که از اسمش برداشت میشود، حسینیه صرفاً برای مراسم عزاداری امام حسین(ع) و یارانش یا مسافرخانة زائران او ساخته شده و مکانی است دائمی، گاهی به صورت سرباز و اکثراً سرپوشیده و گاهی ترکیبی از هر دو است. میرشکرایی پدیدة حسینیه را در تفرش به دو سه دهه اخیر نسبت میدهد، ولی در شهرهای یزد، زواره و نائین قدیمی تر به نظر میرسد و بخشهایی از آن، از جمله اجاقی که وسط آن وجود داشته، از سنتی قدیمی تر حکایت میکند. حسینیه در شهرهای نائین و یزد محوطه ای است که چهار طرف آن دیوار کشی و طاقنماسازی شده و در وسط آن سکویی قرار دارد که در نائین به آن الوگاه و در یزد به آن کلک یا اجاق میگویند، که در آن آتش می افروختند. در آب انبار هم به آنجا باز میشد که با عملکرد حسینیه بی ارتباط است.

تخت فولاد اصفهان

دهخدا تکیه را مکان بودن فقرا، خانقاه، دیر و صومعه معنی میکند و تکیه را در هند و ایران و مصر مشابه زاویه در افریقا میداند. زاویه را دکتر محسن کیانی در کتاب تاریخ خانقاه در ایران به معنی محل انفرادی و تقریباً معادل صومعه راهب مسیحی، که فردی به تنهایی در آن زندگی میکرده آورده است. تکایای میرابوالقاسم فندرسکی و بابارکن الدین و نیز خوانساریها و شازده ها در تخت فولاد اصفهان و تکیه شاه داعی الله و هفت تنان و چهل تنان در شیراز، تکیه ملاباشی در تبریز، سید نصرالدین و سید اسماعیل در تهران و تکیة آقا عباس و آقا احمد در کرمانشاهان (که به توضیح آن خواهیم پرداخت) از این دست اند. در بعضی از محله های قدیمی شهر شوشتر مکانی به نام پیر مشاهده میشود که در محلة دکان شمش و محله سید محمد شاه به صورت یک چهار طاقی و در سادات محله یک چهار طاقی با دو گوشوار، که مشابه تکایای فوق به نظر میرسد، وجود دارد. پیر در شوشتر وجود دارد در سایر شهرهای ایران بناهایی به نام بقعه یا آرامگاه (پیر) مشاهده میشود که ۲۰ مورد بقعه و ۱۱ مورد آرامگاه در کتاب دایره المعارف بناهای تاریخی، بناهای آرامگاهی معرفی شده است، که مشابه تکایای فوق هستند.

در شهرهای قیروان، منستیر، مهدیا و سوس واقع در کشور تونس در داخل مدینه، که بافت قدیم شهر را شامل میشود و دارای دیوار، حصار، برج و بارو است. تعدادی زاویه قرار دارد که اکثراً آنها آرامگاه است و در حال حاضر، از بعضی آنها به عنوان مکانی برای جمع آوری اعانات و صدقات برای ایتام استفاده میشود.

در کتاب کرمانشاهان کردستان، دربارة تکیه آقا عباس و آقا احمد آمده است:

در شمال شرقی دهکدة جون آوا (جیحون آّباد) در دامنه کوه خورتاب (برآفتاب) قرار گرفته است در روز جمعه و روزهای تعطیل بویژه عید قربان، روز زوار کشی این تکیه است که اکثراً به اتفاق خانواده خود به زیارت میآید. اشعار و مراسم مذهبی اهل حق همراه با ذکر که با تنبور، دوتار، همراهی میشود، انجام میگیرد. نذرهایی که به این تکیه میآورند بیشتر نفت، چراغ، پول و حیوان قربانی است. حیوانات مانند گوسفند(قوچ)، گوساله و گاو بایستی حتماً نر باشند و پرنده خانگی هم بایستی خروس (کله شیر) باشد. شخصی که میخواهد حیوان را سر ببرد بایستی کاملاً پاک بوده و سنش از ۱۸ سال کمتر نباشد.

زنان حق دخالت در طبخ نذری را ندارند مگر زمانی که مردی در آنجا نباشد. قبل از اینکه نذری از دیگ خارج شود حلقه ذکر توسط جمعی از مردان بالغ گرفته میشود و آنوقت فقط گوشت قربانی را به حضور میآورند.

در این جمع و این هنگام، هیچ فردی را بر فرد دیگر برتری نیست. در این مراسم صاحب قربانی نیز چون دیگران از قربانی سهم میبرد.

در کتاب مهر پرستی در ایران، هند و روم، مهمترین کار و وظیفه میترا (مهر) در زمین، نبرد دلاورانه با گاو نر و کشتن جانور قید شده است و کشتن گاو، توسط میترا، به عمل آفرینش تعبیر شده است که با کشتن گاو نر نطفة جانوران و گیاهان آزاد میشود.

در این کتاب آمده است: این گونه تصور میشود که مهرپرستان در هنگام مراسم خود به نوازندگی و سرود خواندن نیز میپرداختند.

دکتر مهرداد بهار، در کتاب از اسطوره تا تاریخ میگوید:

مراسم مهری معمولاً میبایست در غارها انجام می یافت. این غارها مظهر طاق آسمان بودند. در نزدیک این معابد، طبیعی یا در آن می بایست آبی روان وجود میداشت درته صحن بر دیوار، منظره ای از مهر در حال کشتن گاو وجود داشت. درکنار در ورودی، ظرف پایه داری پر از آب تبرک شده قرار داشت و در طرف مقابل در پای تصویر مهر، دو آتشدان بود. بر دیوارهای معبد اغلب تصویرهای بسیار نقش شده بود. نکتة عمومی دربارة همه این معابد، کوچکی آنها بود که بیش از گروهی معدود را نمی توانستند در خود جای دهند. او در جای دیگر کتاب، زورخانه ها را مشابه معابد مهری توصیف میکند و میگوید: در زورخانه نیز مانند آیین مهر، زنان را راه نمیدهند در زورخانه نیز مانند آیین مهر مقام اجتماعی و ثروت ارزشی خاص ایجاد نمیکند و امتیازی نمی بخشد اما تنها خصوصیات مهر و رفتارها و مقررات مهر پرستان نیست که با خصوصیات پهلوانان و رفتارها و مقررات زورخانه تطبیق میکند، چنان که ذکر شد، معابد مهری در کنار یا نزدیک آب جاری ساخته میشد. شاید جالب باشد به دو زورخانه قدیمی شهر کاشان توجه کنیم که یکی در محله میدان کهنه کاشان، در زیر بنای حسینیه آن محل بنا شده است و در یک طرف آن آب انبار عمومی است و دیگری در محله پشت مشهد قرار دارد که مدخل آن در راه پله آب انبار عمومی باز میشود.

در کتاب مهر پرستی در ایران، هند و روم، معابد میترا مهرابه نامیده شده و آمده است:

چون مهر از صخره ای در یک غار زاده شده است پس غارها بهترین مکان برای پرستش او بودند که به (مهرابه) معروف است. اگر در مکان هایی که مهرپرستان زندگی میکردند، غاری وجود نداشت آنها زمین را می کندند و معابد خود را در زیرزمین، در کنار قنات ها یا جاهایی که آب روان نیز وجود داشت بنا میکردند.

همچنین آمده است:

معماری مهرابه ها یکسان بوده، آنها به حجره هایی تقسیم میشوند: سه دالان به هم چسبیده که دلان میانی گشادتر و دالان های پهلویی تنگ تر با سقف کوتاهتر بود.

در مازندران نیز تکایای که در حد فاصل شهر قائم شهر تا آمل قرار دارند، معمولاً از سه فضا تشکیل شده اند. فضای وسط یا اصلی عریض تر و دو دالان باریک در کنار فضای اصلی قرار گرفته که سقف آن، کوتاهتر از فضای وسطی است. تکایا در کنار خود بنایی بنام سقانفار دارند، که دو طبقه است و پله تیزی دارند، طاق آنها پر از نقاشی است. تصاویر نقاشی شده بسیار متنوع است از وقایع کربلا و خیمة حضرت زینب، قصص قرآن از قبیل یونس در دهان ماهی، موجودات افسانه ای با سر انسان و بدن ماهی یا نیم تنة انسان، بدن چهار ا و دم اژدها و یا سر حیوان و بدن انسان، ملائک با نیم تنة برهنه در حال پرواز و از نقشهای مقدس حکایت میکند. این بناها مخصوص جوانان است (پسران جوان) و به علت کوچکی فضا تعداد کمی در آن جای میگیرند. اصولاً در مازندران زنان به تکیه نمی رفتند (تکیه مکانی مردانه بود)

سقانفاردر جایگاهی مشخص همچون سردرگاه که ورودی تکیه است بنا شده و سقا کسی جز ابوالفضل العباس نیست. سقانفارها در شباهت مقام حضرت ابوالفضل در صحرای کربلا و نمادی به نام سقانفار در سر در تکیه محل عبور و رسیدن به تکیه جایگاه حسین (ع) میباشد.

در معابد مهری افراد نابالغ را نمی پذیرفتند. آنها در مکان دیگری آموزش می دیدند و آیین ورود را تحت نظر پیر می آموختند و پس از گذراندن مراحل هفت گانه اجازة ورود به معبد را دریافت میکردند. احمد حامی در کتاب بغ مهر خود از مهرابه های متعددی چون ملا معصومه در مراغه، قدمگاه در آذرشهر و دکان داوود در سرپل ذهاب نام برده است.

در بافت قدیم شهرهای ایران، سقاخانه به وفور یافت میشود و معمولاً در کنار هر تکیه سقاخانه ای قرار دارد. در سقاخانه ها آب وجود دارد و در آنها شمع روشن میکنند(آتش دان). در دیوارة سقاخانه ها معمولاً نقشی وجود دارد که با مانند سقاخانة نوروز خان تهران قدمگاه یا جای پای مقدس است یا تصویری از حماسة عاشورا روی کاشی در آن نصب شده است.

 

در جای دیگر کتاب از اسطوره تا تاریخ آمده است:

تنها لازم است به ارتباط نزدیک ورزش باستانی با تصوف و عرفان اشاره کنم. این ارتباط تنها در مسایل فکری نیست بلکه اگر قول پرتو بیضایی را بپذیریم، ساختمان زورخانه ها نیز شباهت بسیار به تکایا و خانقاها دارد. در کتاب تاریخ خانقاه در ایران، این مکان به این شرح توصیف شده است: خانقاه یعنی محلی که دارای حجره های متعددی بوده و برای اقامت درویشان و گذریان و مسافران آماده شده است و این نکته نیز بدیهی است که وقتی کسی در جایی اقامت میکند به طور طبیعی به خوراک هم نیاز دارد و معمولاً صاحب خانه این کار را به عهده میگیرد.

خانقاه یا مرکز تجمع صوفیان در آغاز تاسیس خود، محلی بود برای سکونت و تغذیه درویشان مقیم و مسافر. در واقع مسافرخانه رایگانی بود که غذا و مکان مجانی در اختیار مسافران و غریبان و صوفیان قرار میداد و در آنجا از آنان پذیرایی میشد و نخستین خانقاه یا خوراک خانه برمله هم بنا به نوشته خواجه عبدالله انصاری ۴۸۱ تحت تأثیر تغذیه دو درویش غذا خورة گمنام برای صوفیان ساخته میشود.

و در جای دیگر آن آمده است:

همچنین مراکز دیگری در تحت عنوان رباط، زاویه، دوبره، لنگر، تکیه و جز آن. کانون هایی بودند که در آنها تمام یا برخی برنامه های خانقاقی و مسلک تصوف اجرا میشد. بدین ترتیب، مشاهده میشود که پیش از این، عملکرد تکیه پیش از آنکه به حسینیه نزدیک باشد به خانقاه، صومعه، دیر و معبد شباهت داشته و بعدها و احتمالاً در همان دوران پدیدة حسینیه نیز ظهور کرده است. اما مراسم عزاداریهای ماه محرم نیز به پیشینه ای دورتر از آن برمیگردد. کتاب نخل گردانی این عزاداریها را مشابه سوگواری سالانة مرگ سیاوش، حمل و گرداندن تابوت او عنوان کرده و میگوید:

مردم فرارود (ماوراءالنهر) تا نخستین سده های اسلامی، هر ساله در مراسم یادمان سال مرگ سیاوش، قهرمان اسطوره ای ایران که خون پاکش به ناحق برزمین ریخت. شبیه او را می ساختند و در عماری یا محملی می گذاشتند و بر سرزنان و سینه کوبان و نوحه خوانان در شهر میگرداندند. در کتاب تخت جمشید، دکتر مهرداد بهار آیین عزاداریهای عمومی را به بین النهرین (بابل و آشور) نسبت میدهد که به تقلید از ایشان در عیلام نیز هر ساله برگزار میشد. آنها به بازگشت خدای شهید شونده دموزی معتقد بودند که هر ساله میمرد و در هنگام بهار باز می گشت.

مرگ او مرگ جهانی گیاهی و حیات مجدد او حیات مجدد همان جهان بود. البته در طبیعت میان دو مرحله فاصله ای زمانی هست ولی در آیین سال نو بین النهرین این دو مرحله به صورتی نمادین پشت هم انجام می یافت سپس در پی عزاداری هایی که برای خدای شهید شونده، مظهر برکت، مظهر زندگی و مرگ جهان نباتی انجام می یافت(این اشکهای ریخته شده نماد باران و نوع جادوی باران آروی آب بود)، خدای به شهادت رفته از نو زنده میشد و با همسر زیبایی خویش که خود الهه آب و عشق و جنگ بود، زندگی را از سر میگرفت تا سال دیگر.

تکیه پنج شنبه بازار

در همان کتاب عزاداریهای سیاوشی را مشابه این آیین دانسته و میگوید:

ما در دیگر ادیان آسیای غربی که درست همین باور مرگ خدای نباتی شهید شونده را داشتند، و آن را بنا به آیین های محلی اجرا میکردند، در شهادت خدای نباتی عزاداری های عمومی برپا میشد، سینه زنی، زنجیرزنی، زخم زنی به خویشتن و زارهای از وجوه عادی برگزاری این عزاداری بود. بویژه زنان در گریستن و زار زدن وظایف مشخصی داشتند، برمیآید که در میان بومیان ایران در همچنین عزاداری ها پیش از نوروز وجود داشته و دست کم در بخشهایی از ایران، از جمله ماوراءالنهر، باز مانده است. زیرا آثار متعددی به صورت نقش بردیوار پنجکنت، در دره رود زرافشان در تاجیکستان، یافت شده است. که عزاداری های سیاوسی را میرساند.

او در همان کتاب اشاره میکند که سیاوش در اساطیر ایران خدا نیست و در دورانی که یکتا پرستی رواج می یابد این اساطیر به حماسه های شاهانه تبدیل میشوند.

شخصیت سیاوش در روایات مربوط به او در ایام بسیار کهن آسیای غربی(حداقل هزاره سوم پ.م) متعلق به دموزی بوده است و در طی اسطوره زدایی عظیمی که به هنگام پیوستن به یگانه پرستی رخ داده است. بسیاری از اساطیر مقدس کهن به حماسه ها و تراژدی های شاهان و پهلوانان ما وارد شده است. از جمله، اسطوره آسیای غربی خدای شهید شونده در ایران تبدیل به داستان سوگ آور سیاوش و بازگشت کیخسرو گشته است.

در تحقیقات اشاره ای به مکانی که این عزاداریها در آن آنجام میشده نشده است و معلوم نیست دیوار نگاره های پنجیکنت در بدنة کوه یا در غار یا در بنایی نقش شده است و آیا مراسم فقط در فضای باز و کوی و برزن برگزار میشد یا بخشی از مراسم در مکانی خاص صورت میگرفته و نام آن مکان چه بوده است.

به این ترتیب، تکیه از نظر عملکرد به معبد، خانقاه، دیر، صومعه، بقعه یا آرامگاه پیر نزدیک بوده و شاید در گذشتة بسیار دور نیز استفاده میشده است و پس از آنکه هر یک از این واژه ها به عملکرد خاص خود اختصاص یافتند و راه خود را از تکیه جدا کردند و مکانی خاص خود اختصاص یافتند و راه خود را از تکیه جدا کردند و مکانی خاص به آن عملکرد اختصاص دادند از تکیه تنها به عنوان مکانی برای عزاداریهای حسینی استفاده شده و رفته رفته به دلیل عملکرد اصلی، یعنی برگزاری مراسم عزاداری حسینی به حسینیه تغییر نام یافته است و عملکردهای دیگری به آن افزوده شده است. مانند تکیة دولت که برای رسیدگی به امور دولتی و گاهی مانند تکیة تجریش در تهران و تکیة ناسار در سمنان به صورت بازار روز استفاده میشده است و امروزه نیز از حسینیه ها به عنوان دفتر صندوقهای قرض الحسنه، کتابخانه و استفاده میشود. زیرا اختصاص یک مکان برای حدود ۱۰ روز عزاداری در سال، منطقی به نظر نمیرسد. در مشهد تکیة قدیمی «علی اکبریها» دارای قدمت چندانی نیست و متعلق به دوران پهلوی است. آشپزخانه ای در کنار خود دارد و با حسینه های جدیدتر در این شهر تفاوت زیادی دارد، حسینیه های جدیدی مانند حسینیة اصفهانیها، قزوینیها، چهارده معصوم، حضرت عبدالعظیمیها و آل عمران لاهور پاکستان، عملاً زائر سرا هستند و شکل ظاهری آنها نیز کاملاً مشابه مسافر خانه است و به بنای مذهبی هیچ شباهتی ندارد.

به این ترتیب، تکیه با مراسم عزاداری حسینی پیوند میخورد، به طوری که در دهة اول محرم در صورت نبود تکیة دائمی گاهی مواقع از منازل مسکونی، انبارها، فضاهای باز و به صورت موقت برای این مراسم استفاده میشده است و در بعضی موارد به حسینیه تغییر نام داده است

 

نظرات (1)
مطالب بسیار مفیدی بود تشکر میکنم
موفق باشید
امتیاز: 0 1
شنبه 24 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 16:10
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نظر بدهید
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد